السيد الطباطبائي
435
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
4 - اساساً هيچ چيزى خلق نشده ؛ هم اشياء تعيّناتى هستند در وجود خود خدا ؛ هر بخشى از وجود خدا به شكلى و به رنگى درآمده و اين رنگين ها و شكلمندها را مخلوق مى ناميم . - اين اساس بينش بودائيت ، تصوف است . 5 - تركيب و تخليطى از رديف سوم و چهارم - اين نيز بينش ملاصدرا است . 6 - خداوند دو نوع كار دارد : كار امرى و كار خلقى : آن پديد اوليه كائنات ، كار امرى خداوند است نه كار خلقى او . كه با امرِ « كن فيكون » ، ايجاد شده ، ابداع و احداث شده است سپس « جريان خلق » يعنى به وجود آمدن اشياء از همديگر ، به راه افتاده است « 1 » . و اين پاسخ مكتب قرآن و اهل بيت ( ع ) است . اگر همين « تك مسئله » حل شود و پاسخ آن به صورت صحيح روشن شود آن همه اختلافات ، تفاوت ها و فرق هاى گسترد مكتب ها و بينش ها ، از بين مى رود و جهان واحد داراى مكتب واحد و جامعه واحد مى گردد . هر انديشمند ژرف نگر درمى يابد كه منشاء تعدد مكتب ها و بينش ها همين تك مسئله است . جالبتر و شيرين تر اين است كه امام صادق ( ع ) انگشت روى اين نكت اساسى گذاشته و به ژرف انديشان ، معرفى كرده است : بحار ، ج 2 ص 132 ذيل حديث 23 : أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ عَلِمُوا كَيْفَ كَانَ أَصْلُ الْخَلْقِ مَا اخْتَلَفَ اثْنَانِ : سوگند به خدا اگر مى دانستند اصل خلقت چگونه بوده ، هيچ دو كسى با هم اختلاف نمى كردند . خلقت ، خلقت است اما اصل و ريش خلقت « ايجاد » است ؛ يك حادث امرى است با امر كن فيكون .
--> ( 1 ) - براى شرح بيش تر اين مسئل بس مهم ، رجوع كنيد « دو دست خدا » در سايت بينش نو www . binesheno . com